2777
2789
عنوان

پدرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 264 بازدید | 19 پست
کم کم مثلا کاری بهش گفتن زنگ بزنه به برادر کوچکترش بگه امروز کار دارم شمابرو اینجوری تقسیم کار میکنه ...

مشکلم همینه...همه میخوان بهش کمک کنند ولی هیچ کس رو قبول نمیکنه همه رو پس میزنه فقط میگه این باید بیاد...فقط به شوهرم گیر میده

من بابام سرطان داشت داداشم ۲۴ ساعته درخدمتش بود میبرد میاوردش اگر بدحال میشد بیمارستان شبام میموند از زندگی افتاده بود دیگه یبار دخترش مریض بودبردش دکتر شبش نرفته بود خونه بابام من اونجا بودم بابام میگفت نیومده و...

عادت میکنن بهتره از اول تقسیم وظایف بشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مشکلم همینه...همه میخوان بهش کمک کنند ولی هیچ کس رو قبول نمیکنه همه رو پس میزنه فقط میگه این باید بی ...

چون عادت کرده دیگه باهاش

ببین اون شب من خونه بابام بودم اما باز ناراحت بود که داداشم نیست و فکر میکرد رفته خوشگدرونی

بعد شوهرم زنگ زد بهش حالشو بپرسه گوشیو گداشت رو پخش تا بدونن رفته دخترشو ببره دکتر

چون عادت کرده دیگه باهاش ببین اون شب من خونه بابام بودم اما باز ناراحت بود که داداشم نیست و فکر میک ...

اینجور عادت ها بده...الان همه خواهرشوهر هام و برادرشوهرم دارند زندگیشون رو میکنند ولی شوهرم یکماه هست فقط شبا خونه میاد دیروز واسه بچه ام نوبت دکتر داشتم هزار بار زنگ زد که بیا اینجا اعصابم به هم ریخت اخرش شوهرم مارو رسوند خونه رفت اونجا

اینجور عادت ها بده...الان همه خواهرشوهر هام و برادرشوهرم دارند زندگیشون رو میکنند ولی شوهرم یکماه هس ...

به خاطر عید دیروز به سختی تونستم دکتر گیر بیارم اخرش اعصاب همه ما داغون شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792