دلخوشی که اره دارم تا حالم میاد خوب بشه مامانم دعوایی چیزی میگیره
بیماری قلبی ام دارم یعنی زمان امتحانا اینقدر بهم فشار وارد میشه که تنگی نفس میگیرم و به سرفه زدن میفتم فکر کن جبغای مامانمم اضافه بشه روش
یا اینکه میشهدگفت خونه حبشم واقعا زندانیم کردن حق بیرون رفتن ندارم😑
گاهی عذاب وجدان میگیرم که وقتی میرم دانشگاه رابطه ی اجتماعیم خوب نیست مثل بقیه نمیتونم گرم بگیرم یا صحبت کنم و فقط یه دونه دوس دارم ولی به خودم میگم تقصیر من نیست خونوادم کاری کردن که اینجوری باشم اروم میشم و حس گناهم برطرف میشه
خب اینکه خودمو بزنم ارومم میکنه گاهی با شلنگی چییزی گاهیم بادخط کش وقتی که کسی خونه نباشه خودزنی میکنم