سلام من نمی دونم حساسم یا نه یا یه سوء تفاهمیه که من انقدالکی دارم حرص می خورم یه عروس اوردیم طبقه بالا خونه مادرمیناست نمی دونم چرا این رفتارارو از خودش در میاره وقتی میرم خونه مادرم با بچمو شوهرم حتی نمیاد پایین یه سلام بکنه بعضی موقعها که با برادرم میاد خونمون اون موقعه خوبه وخوش برخورد اما اگه برم خونه پدرم دوباره یه بهونه میاره میره بالا پایینم نمیاد اگه شما جای من بودین با این آدم چه رفتاری میتونستین داشته باشین و یه چیزه دیگه اگه بفهمه با به نفر خونه پدرم قهرن فقط در مورد اون شخص حرف میزنه میگه نمیاین بریم خونشون درهای که میدونه هردو خونه دلخورن از هم دیگه یا موقعی که خونه ناراحتن شروع می کنه به خندیدن اما اگه خونه پدرش با یکی مشکل داشته باشن خونوادمو مجبور میکنه با اون خونواده قهر کنن همش بازاره الکی خرید می کنه خوشش نمیاو میندازه سطل آشغال شامپو سالم میوهاشون هرچی که باشه شما بودین چی کار می کردین من که هر حرفی میزنم هی میگن اینطور نیست وفلان دیگه مغزم رد نمی ده درمورد این آدم