دیشب سر یسری مشکلات ک ب همسایه مریضون ربط داره بابام بلند شد حرصشو رومن خالی کرد اخه درسته؟؟؟
ماداریم خونمونو درست میکنیم همسایه بغلیمون ی زن نسبتا میانساله سرهرچیز کوچیک باما دعوا داره ماهم خب مامان و بابام خییلی توکوچه محترمن اما اون الان یساله ک داره ابرو ریزی میکنه مثلا مصالح ریخته توکوچه یا کار گرا دارن چکش کاری میکنن میاد در حیاط فهش بارون میکنه تو در و همساینه و نفرین اخه خییلی بده مامانمم خییلی بدش میاد اخه واقعا خییلی بی احترامیه ،بعدش تا دیروز ک یهو اومد در حیاط اربده کشی و دعوا شد
بابامم از اونجایی ک خییلی ناراحت بود دیشب سر ی چیز خییلی کوچولو ک تو چرا انقد سرت تو کتاباته گرف گوشیمو خورد کرد و الانم متوجه کارش شده .اما واقعا من خییلی ناراحتم
چیکار کنم از دستشون اخهههههه؟؟؟،