2789
ایول
زندگیم الان بین دو بیت گیر کرده ، نمی دونم چکار کنم! یکی میگه : برخیز و مخور غم جهان گذران ...تا پا میشم میگه : بنشین و دمی به شادمانی گذران .... فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی مشخص بشه
واقـــــــــــعا درسته .

مرســــــــــــــی
وقتی می بینم بیژن بنفشه خواه این قدر پیر شده، به حسین کعبی میگن پیشکسوت فوتبال، الهام پاوه نژاد نقش مادر بازی میکنه، میفهمم چقدر پیر شدیم Smiley

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

می دونستین یکی از معانی جمله ای از دعای کمیل که میگه: و کنت انت الرقیب علی من ورایهم و الشاهد لما خفی عنهم همینه؟! قبلش میگه که دو فرشته رقیب و عتید رو برای من قرار دادی که ناظر من و کارهای من باشن (و می دونیم که این دو فرشته از نیت ها هم آگاه اند) بعد می گه اما خدایا تو خودت بالاتر از اونا مراقب من بودی و از آنچه که از این دوفرشته هم مخفی بود، خبر داشتی. این همونه، یعنی خدا می دونه که اگه موقعیت بود ما ها چیکاره بودیم، اما چون موقعیتش پیش نمیاد ما هم حتی نیت اون گناها رو نمی کنیم و اون فرشته ها هم هیچ وقت نمی فهمن اصل ذات ما چیه، شاید خودمونم نفهمیم . اما او می دونه.... یا ستار العیوب...
جالبه . . . . تو تفسیر نمونه می خوندم وقتی دو تا مسلمون با هم حرف خصوصی می زنن خدا به اون فرشته ها می گه برین کار دارن حرف خصوصی می زنن.
بعضی آدما مثل قطار شهربازین. آدم باهاشون خیلی حال می کنه، ولی به جایی نمی رسه (رضا رفیع)
مرسی
فلما ان جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم من الله ما لا تعلمون(پس هنگامی که بشارت دهنده امد پیراهن یوسف را روی صورت یعقوب افکند پس دیده اش بینا شد انگاه به فرزندانش گفت مگر به شما نگفتم من از خدا چیزی میدانم که شما نمیدانید)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز