تا الان بیدارم و فقط دارم به حرف های مامانم گوش میکردم سرم داره میترکهههههه گلومم از بس بغضامو قورت دادم درد میکنن میدونم توقع زیادی نیس ولی بخدا منم خسته میشم مامانم میگه صبح زود بیدار شو همه ی خونه رو از حموم گرفتههههه تا حیاط تمیز کنی ، نهار شام چایی ، شستن ظرفا ، شستن لباسا ، سرتونو درد نیارم کلا میگه همه ی کارای خونه رو انجام بدم بخدا خسته میشم .. این یکم زیادی نیس ؟