اول بگم که از قبل تایپ کردم خیالتون راحت 😁 امروز صبح شوهرم داشت میرفت بیرون دید پادری کثیف شده و کمی خاک جلو درمون ریخته گفت عزیزم من عجله دارم ولی من رفتم برو جارو خاک انداز بیار اینجا رو جارو کن آشغالا رو جمع کن . منم گفتم باشه 😌
خیلیا میپرسن من ازدواج کردم یا نه؟من درحال حاضر مجردم، قبلا تا پای سفره عقد رفتم، روی صندلی هم نشستم حتی عاقد هم اومد تااینکه عروس و دوماد اومدن مجبور شدم پاشم.
طول عمر آدمی نیم نگاهی بیش نیست، وای از این بی حرمتی با جان انسان میکنند، در دنیایی ک هیچ کس بی عیب نیست چه کسی میتواند تو را مقصر بداند، در قضاوت همه حق را ب تو دادند ولی، نکته اینجاست ک من راز نگه دار ترم
بعد همزمان داشتم ظرف هم میشستم و زرنگیم گل کرد گفتم بذار اول برم جارو کنم جلو درو که شوهرم اومد خوشحال بشه که به حرفش گوش کردم 🤣( آخه یکم بی دقتم و گاهی یادم میره سفارش هاش) خلاصه آقا جونم براتون بگه که در بالکن باز بود و باد شدید میومد ؛ پنجره ی راه پله هم باز بود .آپارتمان ما توی هر طبقه دو واحده یعنی ما و همسایه بغلی
عاشق سربازی و موتور سواری، کاش پسر بودم حداقل این دوتا رو تجربه میکردم😢یه چپ دست باهوش🙂عاشق جنگی کردن خروس ها با فلفل. البته اگه دزدا بزارن🙃عاشق درست کردن سوت با یه خوشه گندم سبز😁انقدر فضول بودم و تو خاکا بازی میکردم موهامو تراشیدن😶همیشه در حال ولویی✌️😐 لحجه ی ما خیلی شیرینه ولی نمیدونم چرا خودمون بدمون میاد😕 یه نمونش اینه که به کثیف میگیم⇦پِچَل😐😐