دیشب با خدا دعوایم شد ... باهم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم وخوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت . نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می امد...
اسی پاک نکنی چی میشه هم اذیت میشی هی میزاری بذار بمونه دیگه تو تنت ک نیس عکس لباسه
دیشب با خدا دعوایم شد ... باهم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم وخوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت . نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می امد...
آخه تو عکس بهت هم میخوره بچه باشی هم انگار شماله اینجاکه
اره شماله یجوری میگین انگار نمیشه شمال برم😂ویلایه فامیلمونه خب چی بگم شاید چون لاغرم بخاطر اون قیافم شاید ب سنم بخوره
دیشب با خدا دعوایم شد ... باهم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم وخوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت . نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می امد...