من تو فیلم سر زده علی انصاریان میبینم حالم بده میشه امروز که تو آی فیلم داشت برای خواهر زادش قصه دیو شهر مشهد میگفت و جلو حرم با احترام ایستاده بود من زار میزدم
محسن بهش گفت من اونشب اونجا بودم ولی کمکش نکردم عذاب وجدان دارم آصف هم گفت نگران نباش زنش یه دقیقه بعدش اونجا بود کمکش کرد بعد محسن شک کرد و فهمید رفت بهش گفت تو کشتیش و فیلم تموم شد