سلام بچه ها حالم گرفته بد جور
نامزدم بهم پیام داده میگه یه دوستی دارم هم محلی مونم هست یه خواهر داره بعد اون خواهره یه دوستی داره که هی میاد خونه دوستم منم یه بار با دوستم بودم اون منو دیده بعد اومده گفته به خواهر دوستم من خوشم از این پسره میاد شمرشو بده به من بعد آجی دوستم تعجب کرده چون دختره خیلی سنگینه زرنگ کلاسمون بوده الانم پرستاره اصلا اصلا سابقه نداره از این کارا بکنه آجی دوست به دوستم گفته اونم به من حالا امروز صب همون دختره شماره مو پیدا کرده میگه دست رد به من نزن اگه بهم بگی نه تا فردا نمیمونم خودکشی میکنم حالا هم حال نامزدم خرابه هم حال خودم وقتی برام تعریف کرد نامزدم فامیل نزدیکمونه رفیق شش داداشمم هست گفت بهش به کسی ماجرا رو نگو فعلا حتی به داداشم گفت باشه حالا میگه ویکار کنم به دختره چی بگم گفتم نمیدونم
حالا یه دو سه ساعت پیش باز بهم گفت منظورم نامزدمه به دختره گفته من خودم عشق دارم اصلا متاهلم ولی دختره اصلا دست بر دار نیست
راستی شاید تاپیک های قبلی رو خونده باشید این تاپیک ها مال خواهرم و دختر عموم هستن فقط فقط این تاپیک مربوط به منه