دوست پسرم یه دوره کاری رفت، که تو آیندمون خیلی تاثیر خوبی میزاشت
اما یه عالمه تست پزشکی داشت، بخاطر کم خونی ردش کردن و تو مراحل اولیه کلا اون دوره رو نتونست ادامه بده، درضمن بخاطر اون دوره یه شهر دیگه رفته بود
امروز گفت دارم برمیگردم و عید فطر میایم آشنایی و بعدشم خاستگاری
منم گفتم نه نیا، الان که اون کارو نتونستی داشته باشی شرایط سخته
بهم گفت یعنی چون نتونستم، دیگه توروهم ندارم؟
منم گفتم اومدی شهر خودمون صحبت میکنیم
گفت اوکی، بخوابیم و شبت بخیر
هیچ وقت اینجوری شب بخیر نمیگفت، به نظرتون ناراحته؟ من حرف بدی زدم؟