این کاری که من قراره شروع کنم یه محیط کاملا مردونست و نهایتا خودم خانومم و دو نفر دیگه
حالا من میتونم پدرم رو در روز دو سه ساعتی ببرم محل کارم تا بفهمن بالاسرشون مرد هست و احتمالا یکی از اقایون اقوامم ببرم پیش خودم
ولی تو کار من اقایون خیلی سربه راه نیستن و تقریبا 40 50 نفرن
راستش مدیریتشون سخته و حس میکنم نمیتونم از پسش بربیام ولی من عاشق اینکارم
به فکر شراکتم افتادم ولی فقط دو نفر هستن که بتونم باهاشون شراکت کنم که یکیش یه جوونه و خامه و بی تجربه که خیلی به درد نمیخوره
اونیکیم خودش همین شغل و داره به طور خیلییی گسترده تر و قبلا این پیشنهاد و بهم داده بود و منم قبول نکردم چون فکر میکردم از پسش برمیام ولی الان که میبینم از پسش برنمیام به کمکش احتیاج دارم ولی اون خیلی مغروره میترسم بگه نه
و اینم بگم که اگرم شراکتو قبول کنه اون سرکار خودش میمونه و نهایت با تلفن میتونه یکم بهم کمک کنه یعنی خیلیم کمک انچنانی نداره ولی حس میکنم چون تو کارش خیلی موفقه نمیذاره که ما از اینور شکست بخوریم
حالا موندم چیکار کنم
شما فکری ایده ای ندارید؟