2777
2789
عنوان

قلبم ریخت 😨😨😨😨

718 بازدید | 60 پست

امروز اولین بار خواستم سریال احضار رو ببینم رفتم دانلود کردم 

همون اولش یهو یه چشم قرمز اومد زودی پاکش کردم 

چطور میگین ترسناک نیس 

خیلی ترسناکه که 😨😨😨😨 البته من هنوز جرعت نکردم ببینمش ولی شروعش خیلی بد بود 😢

😂😂😂همون اولش یکم ترسناک بود

وقتی آمریکا باشماست، اسرائیل باشماست، اروپا باشماست، رسانههای خارجی باشماست، صاحبان دلار و اسلحه باشماست، سیا، ام آی ایکس و موساد باشماست ولی پیروز نمیشوید؛ مطمئن باشید خدا باشما نیست.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شماهم خیلی ترسویی دیگه😂

موقعی خستگیم در میره که موفق بشم و خوشحالی رو تو چشمای مامانم ببینم 😍🍃🍭 هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگیت مقایسه نکن♡ جوری پیشرفت میکنم که الگوی خیلیا و مایه افتخار خانوادم بشم 😍😌 

🙄🤐😑

اصلا حسین (ع)رنگ غمش فرق میکند                        به همه میگویم که تورا دوست دارم...شمایی را که از این حال زار من و ایمان بال پشه ای من اذیت میشوی و باز هم دعایم میکنی!

منم میترسم‌ ولی فیلمشو میبینم اون‌موقع اصلا برام‌ترسناک نیست وقتی فیلمش تموم‌میشه یجا تنهام یا یه جا تاریکی‌میرم‌ تا بخوام‌ لامپ روشن کنم‌ سکته میکنم‌ یادم‌میفته بهش...خخخ

نه تنها ترسناک نیست خیلی هم بی محتواست. یه مکالمه معمولی بین دو نفر ده دقیقه طول میکشه توی هر قسمت هم هیچ اتفاق خاصی نمیفته. فقط دارن طولانیش میکنن یجور توهین به فهم مخاطبه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792