من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
خب عزیزم این یه حسن شوهرت هست که نمیخواد مادرش پشت سر شما زر بزنه. سعی کن با سیاست جلو بری و دمشو بچینی نه اینکه بین خودتون رو بدتر شکرآب کنی
جدیدا تو نی نی سایت مد شده وقتی میخوان یکی رو نصیحت کنن اولش مینویسن " ببین عزیزم من مسلمان نیستم و دین شما رو قبول ندارم ولی بنظرم فلان و بهمان و ........ " خب وقتی از پاسخ طرف اونقدر میترسی که خودتو کافر نشون میدی بهتره فاز نصیحت هم نگیری ... چه کاریه آخه ... البته جدیدا گفتن این جملات رو کلاس میدونن و شایدم توجیهی برای کارهای غیرشرعی. (دین هیچ ربطی به آخوند جماعت نداره) ///// یه چیز دیگه هم بگم و عذرخواهی کنم از شما عزیزان، من زیاد اهل خوندن اعلانات نیستم . از اون زنگوله بالای صفحه خوشم نمیاد . بنابراین اگه جوابی ندادم ناراحت نشید ... بطور اتفاقی اگه بین کامنتها ریپلای شما رو دیدم باکمال میل جواب میدم ///// اونقدر دلم برای جوانان ساده و بی پناه هموطنم میسوزه که همیشه و همه جا یک دعا ورد زبونم هست و اونم عاقبت بخیری پسران و دختران سرزمینم هست .
میدونم چیزی ک میگی چیه۔ولی فک کن من ی هفته واس این رفتارش دید چقد ناراحتم کلا ریختم تو خودم ن داد زد ...
عزیزم من حدود پنج سال مادرشوهرم خیلی اذیت میکرد از متلک دو به هم زنی تحقیر مقایسه بی عزتی هر بار شوهرم مجبورم میکرد باهاش رفت و آمد کنیم اون زنه هم یاد گرفته بود منو میکشوند تو خونش پشت هم اذیت میکرد و متلک میگفت تمام مراسهام از عروسی عقد و زایمانم همچی با فتنه خراب کرد بعد میگفت برای بچت هم دم عروسی میام دعوا راه میندازم اگر بخوام بگم طوماری میشه بالاخره اومدم خونه بابام و موندم شوهرم هم موند به بهانه بچه دوباره از واتساپ متلک میفرستاد دوبه همزنی میکرد از طریق فیلم و کلیپ بعد با شوهرم سر همینا دعوام شد اونم از فرصت استفاده کرد شوهرم فرستاد دادگاه بعد خود شوهرم پشیمون شد دوباره گذشت هی از طریق بچه پیش میومد منم نمیخواستم بچم بکشونه پیش خودش چون آدم درستی نیست حالا اینجا نمیتونم بگم بعد منم دل به دریا زدم یه عالمه پیام در موردش به پدرشوهرم دادم و گفتم بچم خط قرمزه اونم یه عالمه توهین کرد چون زنه حسابی تو این سالها از مابه دروغ بدگویی میکرد آخرشم یبار به شوهرم پشت تلفن دعوامون شد این شنید به پدرشوهرم گفت یه عالمه فحش مرده رو گوشی شوهرم فرستاد و مادرشوهرم هم زنگ زد فامیلمون وکلا آبروم تو فامیل برد و گفته بود به این بگین بره طلاق بگیره کلا همش میخواد با طلاق من بترسونخ که جلوش سر خم کنم و تسلیم بشم چون مهریه عندالمطالبه نیست ار روزی که عقد کردم داره بازی درمیاره قدیما به سازش میرقصیدم همین پروش کرد نزدیک یکسالی میگذره امروز شوهرم گوشیش خاموش بود خانم زنگ زده تو خونه منم نفهمیدم اونه تا جواب دادم قطع کرد بعد دوباره هی زنگ زد جواب ندادم بعد پیام داد حالت دستوری بگو فلانی سری زنگ بزنه کجایه؟ منم نه سلام کردم نه چیزی گفتم من نمیدونم خیلی پرو هست
کلا خانواده شوهر اگر خوب نباشن شوهرت فرشته هم باشه زندگی برات زهر میکنن من همش میگم اگر بچه نداشتم طلاق میگرفتم ولی میدونم اگر طلاق بگیرم این زن از طریق بچه اذیتم میکنه صبر کردم تا بچم به سن درستی برسه که اگر این زندگیم بهم زد بیاد دادگاه و بگه میخواد با من باشه البته اونم دست خداست هر روز قرآن میخونم و از شرش به خدا پناه میبرم امیدوارم شما هم مشکلا حل بشه من کاملا دردت میفهمم همیشه پشت تلفن یا تو خونش زنه ببیشتر اوقات مثل آشغال با من برخورد میکرد در حالی که فوق لیسانس هم بودم و هنرمند هم بودم ولی همش میخواست من تحقیر و خرد کنه عروسی خوبی نگرفت ولی بهترین جهاز میخواست جهاز خوب دادیم بازم طلبکار بود پسرش مال و منالی هیچی نداره بعد من تو حاملگی با زنه قهر بودم خیلی بیماری کشیدم و استراحت مطلق خودم یه عالمه خرج کردم بعد خانم برای من لیست سیسمونی فرستادهبود دوباره بعد از زایمان اومد دعوا راه انداخت میگفت چرا کالسکه ۳ میلیونی نخریدین لباسشویی بچه کجاست در حالی که تخت و کمد و وسیله خانوادم دادن میخواست منو از بچم جدا کنه خیلی متلک میگفت همش به من میگفت قدکوتاه عزت نفسم گرفت همش متلک و مقایسه آخریا از طریق بچم اذیتم میکرد مثلا نمیذاشت بپوشونمش بچم دو بار مریض شد اختیار بچم از دستم گرفته بود مثلا شب میبردش حمومم یفهمید رو پوشوندنش حساسم بچم عفونت گرفت منم زدم زیر همچی گفتم بچم از بین میره گفتنیا زیاده حلالش نمیکنم
والا مادر شوهر من نه آزار داره و نه خیری میرسونه. خنثی هستش. منو شوهرم هم فقط هفته ای یه بار برای دیدنشون میریم با لباس مهمانی. وسط هفته هم تماس تلفنی و لوس بازی نداریم نه اون و نه من. شوهرم هم به همین راضی هست گفت فردا پس فرداجاری بیاد شورشو درمیارین.
اما یه دوست صمیمی دارم که پیش مادرشوهرش زندگی میکنه یعنی تو یه ساختمان هستن. هروقت بهش زنگ میزنم وسط حرف ما میاد گوشی رو از دستش میگیره و الکی بامن احوالپرسی میکنه تا مطمئن بشه من کی هستم. بیچاره دوستم از خجالتش میگه مادرشوهرم تو رو خیلی دوست داره میخاد صداتو بشنوه. البته شایدم راس میگه اما من هیچ خوشم نمیاد از طبقه پایین بیایی بالا و بدون اجاره وارد خونه بشی و گوشی رو بقاپی 😐😐😐
جدیدا تو نی نی سایت مد شده وقتی میخوان یکی رو نصیحت کنن اولش مینویسن " ببین عزیزم من مسلمان نیستم و دین شما رو قبول ندارم ولی بنظرم فلان و بهمان و ........ " خب وقتی از پاسخ طرف اونقدر میترسی که خودتو کافر نشون میدی بهتره فاز نصیحت هم نگیری ... چه کاریه آخه ... البته جدیدا گفتن این جملات رو کلاس میدونن و شایدم توجیهی برای کارهای غیرشرعی. (دین هیچ ربطی به آخوند جماعت نداره) ///// یه چیز دیگه هم بگم و عذرخواهی کنم از شما عزیزان، من زیاد اهل خوندن اعلانات نیستم . از اون زنگوله بالای صفحه خوشم نمیاد . بنابراین اگه جوابی ندادم ناراحت نشید ... بطور اتفاقی اگه بین کامنتها ریپلای شما رو دیدم باکمال میل جواب میدم ///// اونقدر دلم برای جوانان ساده و بی پناه هموطنم میسوزه که همیشه و همه جا یک دعا ورد زبونم هست و اونم عاقبت بخیری پسران و دختران سرزمینم هست .