از عجیب ترین افکار و حس هایی که تجربه کردینن😍بگین...اون لحظه که روح ب ارامش میرسه😂😍تفکراتی که خیلی سم هستن یا اینکه اون لحضه احساس پوچی میکنی فراتر از مغز فکر میکنی که یه لحظه مغزت دیگه نمیتونه درک کنه...تا حالا پیش اومده..واسه من اینقدر زیاده که گاهی وقت ها خودمو تو جهان حس نمیکنم و همیشه تو افکار پوچم خودمو درک میکنم 🚶
تا حالا شده از همه متنفر بشی بخوای بری اخر دنیا همچیو تموم کنی و فقط ارامش داشته باشی یا اینکه یه زندگی دیگه رو بخوای شروع کنی و اینقدر تحمل خاطرات سخت باشه که...نیاز داشته باشی واقعا حافظت پاک بشه....!! و من زندگی رو فراتر از درکم...درک کردم و خودمو گم کردم...هنگامی که نابود شدم و پیش به سوی تاریکی جهان پا گذاشتم تا جهان را بهتربشناسم و بیشتر تحمل کنم دنیا یک جهان قابل درک که در مغز بشر نمیگنجد....و انگاه که خاستم تمام کسانی که مرا قربانی خودخواهی خود کردند را به قتل برسانم و نفرت را درون ان ها اشکار کنم...!!!تا مزه زهر و عسل را بچشم...(: سخنانی که بیان من نمیگنجند...!!و ان روز میرسد که تمام جهان خالی از انسان ها میشود و میتوان تمام جهان رو لمس کرد فقط و فقط ارامش را درک کرد..