سلام.مادرم به برادرم خیلی وابسطه است والان حدودا 1سال ازدواج کرده و تو این یک سال کارتی. عجیبی میکنه .حسادت به خانم برادرم .و بشدت هم دروغ میگه و به تازگی با یه پسرم هم دوست شده که از وقتی اون امده همه چیز بدتر شده من وپدرم اصلا با ماهمون خوب نیست و همیشه به بابام میگه بی محبت و بی پوله .خیلی خستمون کرده همرو دور کرده از خودش همش گریه میکنه میگه من تنهام بچه هام خوب نیستن و خداشاهده منو برادرم از خوبی تو فامیل زبون زدیم روانشناس صحبت کرده ولی قبول نمیکنه میگه الکیه هرچی از دهنش درمیاد چه تیکه .چه فوش به ماها میده دیگه موندم چیکارش کنم فقط میترسم خودکشی کنه همین لطفا کمک کنید ممنون