2777
2789

پسر یاور بابای محسن

دوس دارم یه روز برسه ک یکی رو داشته باشم بهش بگم دخترم..پسرم...من دارم یاد میگیرم از ارزوهام یکی یکی بگذرم..همونطور ک از خودم..احساسم...زندگیم...خنده های از ته دلم گذشتم...دارم عادت میکنم ب نداشتن..نشدن..نبودن..ب راستی ک عادت چیز ترسناکیست...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

فک کنم کار نوه یاوره

صددرصد کار اون نیس چون ریلکس بود واینکه اینا یعنی اندازه ارزنم خلاقیت ندارن ک ذهن مارو ب چالش بکشن؟پسره رفته بود بعدش پدرش اومد اونو کشت

دوس دارم یه روز برسه ک یکی رو داشته باشم بهش بگم دخترم..پسرم...من دارم یاد میگیرم از ارزوهام یکی یکی بگذرم..همونطور ک از خودم..احساسم...زندگیم...خنده های از ته دلم گذشتم...دارم عادت میکنم ب نداشتن..نشدن..نبودن..ب راستی ک عادت چیز ترسناکیست...
ایما هم ما رو گرفتنا . یعنی توی این دوره زمونه یه دانشگاه دوربین مداربسته نداره ببینن کی بوده چه کسی ...

مثلا هنوز زمان قدیمه دهه ۶۰_۷۰

دیدیدن که پسره مواد میخرید یه دسته اسکناس ۵۰۰ تومانی داده به مرده

هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمیفتدبگذار دوام آوردنت هنر تو باشد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز