بچه ها منو جاریم تو یه ساختمونیم خونمون شریکیه
من خودم اصلاا اهل جاری بازی و رابطه با جاری نیستم خیلی بدم میاد حالا از وقتی حامله شدم دوتا جاریا میان بهم سرمیزنن زود به زود فقط عصابمو خورد میکنن
میگم اینا دیگه کین به چه چیزایی دقت میکنن دیروز یکیشون بعدظهراومد میگفت دیدی اینسری شام اونجابودیم اول به اونیکی جاری غذاکشیدن بهش خورشت بهتری ام دادن من اینجوری بودم😳😳
شب یکی دیگشون اومد میگفت پله دسشویی ما از بره شما کوتاه تره درخونتون وروغن نمیزنین
کابینت خونتوچرا اپن نزدی مهمون بیاد از پذیرایی دیده میشی😳😳سقف ماازبره شماکوتاهتره،رنگ سقفتون داغون شده😳فک نمیکردم جاری انقد نکته بین باشه
قشنگ میخاستم کلمو بکوبم دیوار بعدجوری حرف میزدن انگارحرفاشون کاملا منطقی بود😅
شمام از این عتیقه ها دارین توفامیل؟چطوربرخوردکنم باهاشون