2777
2789
عنوان

مامانا شما هم اینجورین بچاااا

207 بازدید | 10 پست

بچها من مامانم چی بشه بیاد خونمون تازه میرم دنبالش با ماشین بعدشم دوباره میرسونمش خونشون، البته بابام 5سال پیش فوت شدن و مامانم تنهاست، بهشون میگم مامان بیایید بریم خونمون یا بیام دنبالتون یکم روحیتون عوض بشه میگن حالا یروز دیگه، البته خونه من اگرم بیان بمونن من نمیزارم دست به هیچی بزنن همه کاری خودم میکنن، اتفاقا هم بعدازظهرش چندساعت راحت میخابن هم شبش، میگن خونه من راحتن خیلی، اما تو خونه خودشون هعی دست به اب میزنن و استخون درد گرفتن، الانم جاتون سبز دلتون نخاد اش رشته پختم زنگ زدم من اش پختم بیارم اونجا میگن نه معدم ریخته بهم دیروز اش قلمکار خوردم میخام برم یکم حلیم بخرم بخورم روزه هم که چون خیلی ضعیف هستن و قند و فشار دارن اصلا نمیتونن بگیرن، شماها هم ماماناتون دیر به دیر میان خونه هاتون؟ 

بَعضی اَز نَشدنهای زندگیــت رو بزار بِحساب اینکه اگر میشدن خیلی بَد میشد،پس به خُــــدا اِعتماد کُن

به تنهایی عادت کرده 

خودت آشت رو بردار برو خونش

 قبل از اینکه امضام رو بخونی یه حمد و صلوات مهمونم کن🌱🍃کنکوری ۱۴۰۰اگر موفق شدی راهنماییم کن چطوری موفق بشم .🙏🏻🙂می خوام یه دختر گوگولی باشم که شبا عروسکاش رو می گیره تو بغلش می خوابه 🙂 می خوام بچه باشم تو جامعه ای مشکلات دوبرابر سنمن .آقا من دلم می خواد دختر خونه باشه بچه خونه باشم نه زن خونه 🙂می خوام دغدغم باشه تموم شدن چیپسم و کیک خامه ای هام 😅نه جواب ندادن و نگرانی از ترک کردن کراشم 😶💔 آقا من می خوام جوراب گل کلی بپوشم موهام خرگوشی ببندم بپرم تو آغوش داداش و خانواده ای که هرگز بغلم نکردن 🤦درد می دونی یعنی چی ؟اون قدر نقطه خالی داشته باشی که نمی تونی برای پر کردنشون توازن برقرار کنی 😇امیدوارم حال همه خوب باشه

خدا پدرتونو بیامرزه روحش قرین ارامش

مامانتون هم نگران زندگی پخترشه ک زیاد نمیاد بعدا داستان درست نشه

مامانا خیلی به این چیزا فکر میکنن

 عاقل همه را به پشم خود بسپارد 😹😇

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مامان من تند تند میومد خونمون منم این حرفو از خواهرشوهرا و جاریام زیاد شنیده بودم که پیش شوهرمم میگفتن .منم بخاطر زیاد اومدنای مامانم حس بدی پیش شوهرم داشتم و دوست نداشتم بیاد .الان یک ساله دیگه توان راه رفتن نداره دستشویی رو بزور میتونه .دلم لک زده واس اونروزا که میومد😥پشیمونم از اینکه اعتماد بنفس نداشتم و فکر میکردم کار بقیه درسته

مامانم ۳ سال نیومده 

وسواس داره میگه اذیت میشین 

خیلی اب اسراف میشه 

من تو خونه خودشون دو سه بار بهش گفتم ناراحت شد 

اخه به خواهرمم سرایت پیدا کرده بعد اونو دعوا میکنه 

میگم خب خودت اینطوری اونم همینجوری میشه 

نمیدونم والا شاید اشتبا کنم 

ولی واقعا ازاردهندس 

حاصر نیس دکترم بره اصلا 

مامانت احتمالا بخاطر این حرف که آدم نباید خونه داماد زیاد بره نمیان میخان زندگی تو توارامش باشه

نه عزیزم اصلا اینجور نیستن اتفاقا شوهرمم خیلی بهشون میگه مادر تشریف بیارید، مامانم شاد و شنگول بودن دف میزدن تنبک میزدن مجلس گرم کن بعد فوت بابام افسرده شدن فکر کنم

بَعضی اَز نَشدنهای زندگیــت رو بزار بِحساب اینکه اگر میشدن خیلی بَد میشد،پس به خُــــدا اِعتماد کُن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز