خواستگاري داشتم
بعد خيلي خوشحال بودم فك ميكردم خيلي دوسش دارم
ولي وقتي حرف خواستگاري و ديدنش پيش ميومد دلم باهاش نبود واسم عجيب بود
بعد ها فهميدم ك ازش خوشم نمياد!
بدتر اينكه كارو و تحصيلات و ايناشم باب ميلم نبود
دنبال بهونه واسه رد كردن بودم و اتفاقا اونم اينقد رفتاراي اشتباه انجام داد ك ردش كردم
راستش از اول قصد رد كردنشو نداشتم
ولي ديدم مناسب هم نيستيم و حتي دوسش هم ندارم ولي دير فهميدم دوسش ندارم
اين گناهه ك ردش كردم؟