خیلی میام اینجا با کاربرا دردو دل میکنم وقتی دلم میگیره بعد حرف زدن با خدا پناه میبرمب نی نی سایت حس میکنم خدا هم پیاممو میخونه...
مشکلم ک بابتش ناراحتم تو تایپکام هست،بچم ۷ ماه باردار بودم ک گفتن مشکلداره بماند چ سختیایی کشیدم تا جواب امینوسنتزش اومد و گفتن سالمه ولی وقتی ۷ ماه بودم سونو شدم گفتن مغزش مشکل پیدا کرده،تو زندگی به این ایمان دارم ک کوچیک ترین اتفاقماز طرف خداست ک دست ب دست هممیدنو آینده رو درست میکنن..بعد سقطمخیلی داغون شدم خیلی.. مشکلم بچم نیست اون اوایل ک خیلی بیتابش بودمولی دیگ الان بهش فکر نمیکنم تنها دغدغم بارداری بعدیمه اینک جواب ازمایش ژنتیکم چی میشه ایا من بدون دردسر باردار میشم خدت چی واسم نوشته...
واقعا خستم خیلی خیلی روحم خسته شده دلم میخواد با ی اتفاق خوب ریکاوری بشم حالم خوب بشه این چند ماه واقعا عین کابوس بود نگم از حال داغونم از شبایی ک با گریه خوابیدم معده دردای عصبی دردای عصبی الانم ک ریزش موی خیلی شدید ک دکتر گفت علتش همون اتفاقاس چجوری بگم این مشکل منو از پا در اورد ....تروخدا تو این شبا واسم دعا کنین بعد این اتفاق فهمیدم ایمانم خیلی ضعیفه ک اینطور داغون شدم میگم مشکلم داغ بچم نیست مشکلم مشکلدار بودنشه ..سقطمم جز سقط درمانی بود خیلیا میپرسن مجوز سقط نمیدن ک ولی جدیدا سقط درمانی رو وضع کردن واسه این مشکلات