سلام من ۶ ماهه ک عروسی کردم .خانواده ی شوهرم فقط مادرشوهرو دختراش خیلی پچ پچ دارن خیلی سیاست و حرف بین خودشونه ک اصلا نمیزارن من بفهمن.من خ دختر مهربونی هستم و دلسوز خودشونم میدونه ولی اونا خ سیاست دارن کوچک ترین کارهاشون و نمیزارن من بفهمم.چرا بهم اعتناد ندارن ؟من ک جز خوبی باهاشون کاری نداشتم...من عینا بعضی موقع ها میشنوم و میبینم ک اون موضوع چیه ک دارن بینشون.ولی مث روز روشن میزنن زیر.چرا ایطورین؟،یامن خ ازشون انتظارییخود دارم ک بیان ب منم بگم یا چرا بهم اعتنا ندارن.شایدم منو ازخودشون نمیدونن
حتی دکتر رفتن هاشونم پنهونیه.خ عجیبه برام.ترو خدا بهم پیشنهاد و نظر و کمک بدین چیکار کنم
اینقدر دلم بعضی موقع ها میگیره ک میشینم گریه میکنم.