سلام.چقدر سخته واقعا بدونی دیگه نمیتونی یکی از اعضای خانواده ات راببینی..خیلی خیلی..یوقت هست عضو خانواده ات میره یه سفر حتی طولانی اما بازمیدونی میاد..ولی اینجوری داغون میشی..پدرتو دیگه نتونی ببینی..وااای خدا..من هنوز تو بهتم..خدااااایا....دوماهونیمه پدرمو ندیدم.بنظرتون آدم بدم بمیره مثلا من بمیرم برم میتونم برم بابامو ببینم یا نه ..بندازین ور دختر۸ماهه ام رو چه کنم...اینکه میدونی دیگه عضو خانواده ات رو هیچ وقت نمیبینی خیلی عذابه ....
خدا رحمتشون کنه، براشون فاتحه خوندم، ان شاءالله که خدا بهتون صبر بده ... منم پدرمو سال نود از دست دادم خیلی دلتنگشم، بعد از سحری خوابشو دیدم...😔 خدا بیامرزه همه ی رفتگان رو، بازگشت همه بسوی خداست ... روحشون در ارامش...🖤
❤دنبالِ مردی نباش که موهاتُ ببافه ... مـردی رو بخواه که بتونی بدونِ ترس باهاش رویا ببافی ...مردی که بلد باشه برات لاک های رنگ و وارنگ بزنه خیلی جذابه ولی از اون جذاب تر مردیه که بتونه دنیاتُ، خوابهاتُ رنگی کنه ... مردهایِ زیادی بلدن درِ ماشین رو برات باز کنن اما مردایِ کمی هستن که بلد باشن گره هایِ کورِ اخم هاتُ، گرفتگیِ دلتُ باز کنن ... میشه کفشِ پاشنهدار پوشید و برایِ زمین نخـوردن به مردهایِ زیادی تکیه کرد اما مردی که تکیهگاهِ روزهایِ بی کسیات باشه و پناهِ بیپناهیات کجا و مردهایِ موقتیِ یه روزه و یک ماهه کجـا ... عزیزم مردهایِ زیادی هستنـد که بلدن با کارایِ جذاب سرِ ذوقت بیارن اما موقتی و زودگذرن ... جذابیتشون یه جایی ته میکشـه ... میدونی آخه آدما از یه جایی به بعد از خودشون نبودن، از خوب بودنهایِ الکی و اجباری خسته میشن ... اونوقته که یا میرن یا بد میشن ... اما مردهایِ واقعی اونهایی که بلـد نیستن خیلی کارایِ فوقالعاده انجام بدن ، همونا که میتونن امروزتُ بسازنُ فـرداتُ ، اومـدن که بمـونن ... اونایی که با تمامِ معمولی بودنشون، جـذابن و با همه یِ سادگیشون فوقالعاده ...این مـردا یه قلبِ صاف دارن که تقدیمت میکنن و "دوستت دارم"هاشون نفوذ میکنه تهِ تهِ روحت و عشق تهنشین میشه تو دلت ... اگه یکی از همینهارو داری، یه جایِ خوب تو دنیات قایمشون کنُ تا میتونی دوسشون داشته باش ... خدا تعداد محدودی ازشون ساخته و یه نمونهاشُ واسه تو کنار گذاشته ... از دستش نده❤
شمردن روزها براتون فایده ای نداره الان شما خانواده و فرزند زنده ای دارید که به شما نیاز دارن و سوگواری بیش از حد میتونه اونا رو هم در سختی بندازه . درسته که سخته ولی این غصه ها برای همه هست مهم اینه که بپذیریدش و در قلبتون همیشه به یاد پدر باشید و در زندگی پیش رو کارهای مفیدی به یاد ایشون انجام بدید این که بشینید بشمارید انقدر ندیدمشون انقدر گذشت فقط شما رو بیمار افسرده میکنه . باید خودتون رو از این حالت سوگ خارج کنید و بپذیرید که زندگی ادامه داره و دیگر عزیزان زنده تون هنوز هستن
اگر دوست داشتید لطفا برای شادی روح مامانم یک صلوات بفرستید 💚
نمیدونم اخه چجوری.هی باخودم کلنجارمیرم .که به خودم بقبولانم.بیماربود پدرم
باید با این حس مبارزه کنید به بچه تون فکر کنید به زندگیتون . قطعا این شرایط روی رفتارتون با اونا تاثیر گذاشته باید قبول کنید که زندگی رو ادامه بدید اینا همه احساسات درونی هستن
اگر دوست داشتید لطفا برای شادی روح مامانم یک صلوات بفرستید 💚
درست میگین..راستش ازاون روز دارم آرزوی مرگ میکنم..دیشب وصیتمو به شوهرم کردم .گفتم مردم بچمون به هیشک ...
عجب ! به نظر خودتون این کفران نعمتهایی که دارید نیست ؟ یه لحظه تصور کنید پدرتون همه اینا رو دارن می بینن چه حسی دارن ؟ اگر فکر می کنید تحمل این ماجرا براتون سنگینه از یه روانشناس کمک بگیرید .
اگر دوست داشتید لطفا برای شادی روح مامانم یک صلوات بفرستید 💚