بچه که بودم همیشه میگفتن تا مادر نشی نمیفهمی.
حالا مادر شدم میفهمم تا جایی که توان دارم به بچه هام محبت میکنم بهشون عشق میدم. شبا از سر کار که میام نگاهشون میکنم که معصومانه خوابیدن لباسهاشون رو بو میکنم تمام مدت تو فکرشون هستم.
ولی چرا مامان من چند ماه هست سراغی ازم نگرفته؟ جرا همیشه قهره با من؟ گیرم که من بدترین ادم دنیا ولی مادر منم مادره خوب. یعنی هیچ حسی بهم نداره؟ یعنی دلش برام تنگ نمیشه؟ مگه نمیگن نوه عزیزه یعنی مامانم دلش برای نوه هاش تنگ نمیشه؟ امروز که بارون اومد دلم یهو برای مامانم تنگ شد ولی چند بار برم خونش؟ چند بار پیش قدم بشم آشتی کنم؟ هفته بعد دوباره قهر میکنه
بهش پیام دادم مامان دلم برات تنگ شده ولی جوابمو نداد