بهم پیام داد میدونم ما 10 ساله با هم دوست هستیم و حتی از رنگ لباس زیر هم خبر داریم از صمیمیت ولی من داره بهت حسودیم میشه و هرگز نمیتونم حس حسادت بهت داشته باشم چون تو واسم خیلی عزیزی و اینکه هر وقت میبینمت حالم بد میشه و افسرده ج چون تو خیلی بالاتر از منی. بچه ها من امسال قبول شدم پزشکی و اون قبول شد پرستاری گفت از همه لحاظی ازت کمترم تو زیبایی پسرا عاشقتن پزشکی هستی و کلی هنر دیگه داری مهربونی اخلاقت عالی ولی من چی؟ بهش گفتم نه اینطور نیست ولی قبول نکرد. بعدم گفت بهت گفتم ولی به کسی نگو دلیل قطع ارتباطو و یه راز تا ابد بینمون. دلم واسش تنگ شده 5 ماهه رفته و هرروز دلم بیشتر واسش تنگ میشه ولی چون خودش خاست قبول کردم و دیگه حتی نزدیک دانشکده اون هم نمیرم ولی خیلی دلم واسش تنگ شده من هیچوقت در مورد پزشکیم باهاش حرف نزدم هیچوقت که ناراحت نشه ولی خب نشد. 10 سال دوستیمون رفت. بعضی وقتا عکسا و فیلماشو میبینم و اشک میبارم.