والا منم تازه عقد کردم .خیلی اذیت شدم تا بالاخره کیس مورد نظرمو پیدا کردم .. من بیست و هشت سالمه و شش سال تمام تو کارای مختلف بودم ولی هیچ چی به هیچ چی .از قبلش که مامانم همش بهم میگفت کاش بری از دستت راحت شم ...همیشه میگه ....بابام هم که مریضه اصلا خودش نیس ....
همین سه ماهی که مونده فقط میگم برم از این خونه جهنمی راحت شم .
باز حالا مادر پدر شما از لحاظ روحی سالمن واسه من جفتشون مریضن....
همین که رتبه خوب آوردی کلیه ...صبر کن ...دانشگاتو تموم کن ایشالله یه کار خوب پیدا میکنی
نا امید نباش ...و خودخوری نکن .... به نامزدت نگو ولی به مشاوره برو فقط صرفا برای حرف زدن و خالی شدن دلت
اگه غصه ها جمع شه غمباد میشه و برای روحیت خوب نیس
خودت مشغول کن با تفریحات مختلف ...مثل فیلم و آهنگ و...
من خودم اینجوری گذروندم که اگر خیلی حرفای مادرم واسم مهم بود الان مثل خودش افسردگی میگرفتم ...
موفق باشی