♥️🥺زني را مي شناسم من/که در يک گوشه ي خانه/ميان شستن و پختن درون آشپزخانه/سرود عشق مي خواند/نگاهش ساده و تنهاست/صدايش خسته و محزون/اميدش در ته فرداست/زني را مي شناسم من/که مي گويد پشيمان است/چرا دل را به او بسته/کجا او لايق آنست/زني هم زير لب گويد/گريزانم از اين خانه/ولي از خود چنين پرسد/چه کس موهاي طفلم را/پس از من مي زند شانه؟
من الانپروفایل جاریمو دیدم عکس تولد دخترشو گذاشته بود بچش ۳ ساله شد دو سال بعد از من عروسی کرد من ماه پیش بعد از سالها انتظار و بارها آی وی اف باردار شدم بچم تو یک ماهگی رشدش متوقف شد این جاریم اصلا نذاشته تو این سه سال من بچشو ببینم فقط یک بار تو خیابون دیدمش خیلی به چشم اعتقاد داره به همه هم میگه دست خودم نیست میترسم😢