هیچوقت تو زندگیم فکر نمیکردم یه الف بچه انقدر ذهنمو درگیر کنه
اینو بگم ک هجده سالشه و شوهرش ۳۰
من و شوهرم ۲۷ با چند ماه اختلاف
چناااان حس رقابتی با من داره ک انگار من هووشم
چهارسالع بچه دار نشد ما دیرتر ازدواج کردیم اما زود بچه دار شدیم و علنی بهم کفت وقتی فهمیدم بارداری شب و روز گریه میکردم 😐😐😐😐
خلاصه تازگیا باردار شده خداروشکر
یعنی چند روزه فهمیده
من با شوهرم موقع زایمانم شش ماه پیش دعوامون شد
من خونه بابام بودم شوهرم رفت چندین شبخونه باباش
و اونجا داداشش و همین جاریم زندگی میکنن
از همون روز هر روز عکس شوهرمو میذاشت
یا تکی یا باشوهرش
منم اونموقع بلاکش کردم و تازگیا چون فهمیده بود و ابرومو برده بود از بلاکی درش آوردم
تااا دیروز ک دوباره عکس شوهرمو کنار شوهرش گذاشت استوری
منم ریپلای کردم نوشتم ماشالله شوهرم چقدر خوشتیپه 🥰🥰🥰🥰
نوشت خخخ شوهر منم خوشتیپه « در صورتیکه شوهر من
به توان صد از شوهر اون خوشتیپ تره»
و به نیم ساعت نکشید ک عکسو برداشت
منم همون عکس رو کات کردم فقط عکس شوهرم رو گذاشتم استوری
والا