آدم باید به ازدواج اولش و خودش تعهد داشته باشه.. این تعهد به معنای به کار گیری تمام تلاش و توان آدم هست تا بتونه مسائل زندگیش رو حل کنه..
جا زدن و به امید ازدواج بعدی بودن عاقلانه نیست..چون هیچ ازدواجی بدون مسئله نیست. من بعد از جدایی به خودکاوی و بالا بردن مهارتهای ارتباطی پرداختم ..خوب اگر این اطلاعات رو من اون زمان هم داشتم بعید میدونم هرگز جدا میشدم..
مال منم همینن ....هرچی بدبختی می کشیم از خانواده شوهره و شوهری ک همیشه طرفدار اوناست ببخشید ...
من الان ۲۸ سالمه ۶ ساله ازدواج کردم.تقریبا ۵ سال بعد از طلاقم.تو عقد جدا شدم.ازدواج اولم بچگانه و ابلهانه بود
شوهر من بچه ننه نیست.واقعا هیچ مشکل اخلاقی نداره که بخوام ازش ناراضی باشم.فقط و فقط مشکل من سحر و جادوهای مادرش و خواهرش هست(البته اینجا خیلیا بهش بی اعتقادن)ولی من چون اثرات مخربشو دیدم ۱۰۰ درصد بهش ایمان دارم.وقتی اونا دعایی به خوردش میدن کلا ازین رو به اون رو میشه