امروز زن داییم اینا اومدن خونمون دختر خواهرش با یه شرکت نفتی ازدواج کرده بعد وقتی میخواستن برن مامانم بهش گفت یه نی نی دیگه بیار بعد گفت میخوام چیکار ادم پول داشته باشه خواستگار برای دخترش فتو فراوونه اونم میشه پسر من !بعد نگاه من کرد یه لبخند زد!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.