میگن با هرکس مثل خودش حساب کردم دیدم یه جا باید گاو باشم یه جا باید لاشخور باشم ههه پ ترجیح دادم خودم باشم تو همه شرایط اما لحن صحبت من بستگی داره به شعور تو ..... ههه غرور شادی و ازت میگیره اما بهت قدرت میده. حاضرم تا آخر عمر شاد نباشم اما قدرتمو داشته باشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
خداوکیلی نصف شب شیتمان نکنید سره تست هوش قبلی چنان ب مغزم فشار اومد ک ی لحظه ب کل فراموشی گرفتم
😂😂
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت