2777

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نه میگم بگو چی شده 

چشم

تويه سوئيت كارميكردم شب خوابيدم صبح پاشدم رفتم حموم قسمت خانوما،دقيق خاطرم نيست ولى فكركنم مردونه داشت تعميرميشدنميشداستفاده كرد حالانگوميخواسته فرداش واسمون گروه بياد،منم ازهمه جابيخبرتوحموم مشغول بودم كه يهوصداى چندتادختروشنيدم،يعنى چشتون روزبدنبينه،هردقيقه تعدادشونم بيشترميشد،يه عدشون مسواك ميزدن ويه عدشون هم ميخواستن دوش بگيرن،تعدادشون زيادبوداومدن درزدن,منم چيزى نگفتم كه آبروريزى نشه و همه هتل متوجه نشن😓تواون لحظه دلم ميخواست نامرئى بشم،خداخداميكردم زودتربرن تابتونم دربرم،صحبتاشونوميشنيدم اماخودم جيكم درنميومد😅،بالاخره اونقدرصبركردم تابرن واسه صبحونه،ديدم صدايى نميادسريع پريدم بيرون،امابازم دوسه تادخترروى راه پله هاديدنم وخندشون گرفت،خداييش بدشرايطى بود،خداآبرومونگه داشت😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827