یه روزایی ب قدری قربون صدقم میره که اصلا من میمونم باید چی جوابشو بدم ی حرفایی میزنه ک من واقعا میمونم چی باید بگم در جوابش یوقتایی معمولی رفتار میکنه خصوصا وقتایی ک کارش زیاده یا مهمونی جایی رفته باشه بی دلیل قربون صدقه هاش کمتر میشه اما نه اینکه بگم قطع میکنه ها ولی خب دلیلش چیه؟ من خودم در همه حال باید قربون صدقش برم امروزم خونه یکی از اقوام دعوتن کلا یکم معمولی شده رفتارش ب نظرتون دلیلش چیه؟؟؟
خدایا چرا هر چی صدات میکنم صدام بهت نمیرسه باهام قهری من که جز تو کسی رو ندارم اگه تو دستم رو نگیری توبهم توجه نکنی من به کجا پناه ببرم خدایا بیشتر از توانم امتحانم میکنی دیگه طاقتم تموم شده نمیکشم مگه نمیگن خدا یه دری رو ببنده در دیگه ای رو باز میکنه چرا همه درات به روم بسته است خدا جز تو پناهی ندارم پناهم باش دستم رو بگیر منو محکم تو بغلت بگیر خدایااااااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا.😪😪😪😭😭😭😭😭😭😭
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
شما قربون صدقه هاش توقعت رو برده بالا و زده زیر دلت
ماها که بابامون پولدار نبوده یه چیزی رو خوب یاد گرفتیم ،. اینکه خیلی راحت قید چیزایی که دوس داریمو میزنیم ، پس یه لطفی در حقمون بکن ، اگه دوسمون داری زیاد ناز نکن.. دردی که انسان را به سکوت وامیدارد،بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریادوامیدارد... انسانها به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم...!
سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟
حیف اعصاب و روان قشنگم نیست با توی بی مغز بحث کنم؟خلم من؟ 😂 وقتی داری تیکه تیکه میکنی خودتو از فشار یه باشه بهت میگم و 💩 میشی پس به کامنت من نظر احمقانتو ریپلای نکن🦦👩🦯
آدم که نباید جلوی همهی مردم قربون صدقه خانمش برود
برود😮 چه کتابی ح میزنی خواهرررر😉😘 یکم شل بگیر🙂
ماها که بابامون پولدار نبوده یه چیزی رو خوب یاد گرفتیم ،. اینکه خیلی راحت قید چیزایی که دوس داریمو میزنیم ، پس یه لطفی در حقمون بکن ، اگه دوسمون داری زیاد ناز نکن.. دردی که انسان را به سکوت وامیدارد،بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریادوامیدارد... انسانها به فریاد هم میرسند، نه به سکوت هم...!
خب وقتی کار داره که نباید توقع داشته باشی همبشه قربون صدقت بره بد عادت شدی دلیل خاصی نداره کاملا ع ...
آره میدونم درگیری ذهنی داره اما وقتایی ک خصوصا تو کارش ب مشکل میخوره با منم سرد حرف میزنه حس میکنم...یا شایدم بی حوصلست در کل چون خودم تو همه حال بهش ابراز علاقه میکنم توقعم از اونم بالاست