حالا خسیسترین ادمی که دیدم
زن و شوهر پزشک..توی تهران.دوتا مطب دارن که خریدن اجاره نیستن..جداگانه سهام بیمارستان و کیلینک دارن..یکی ماهی پنجاه اوم یکی بیست (کمتز میره خانمه) درامد دارن..از مطبا،بیمارستان وکیلینک بماند..ی ماشین گرون دارن، بگم سر جمع باهاش پنجاه تا نرفتن!! ماشین ارزون رو سوار میشن..بعد از دوازده سال بچه دار شدن..قسم نمیخوام بخورم ولی اگر بیرون ببنیپ میگید بچه گداست! سرما گرما برف بارون دمپایی پاشه!! لباسا همه کهنه و بنجول!! رفت خانمه کا معازه رو گشت برای سیسمونی(پدر مادرم مولتی میلیاردذ بودن) اخرش دید باز گرونه رفت از قشم خرید کرد!!!!
من یک صدم اونام ندارم بچم ماشین دوچرخ سه چرخه موتور هرچی فکر کنید داره!! ازین اسب قرمزا بود بچخ بودیم مد بود پلاستیکی ازون دارن بچشون !!!
من تا ااان تره بار محل نرفتم فقط از تره باز خرید میکنن..یکبار ندیدم غذای بیرون بخورن!
خود خانمه رومن چهارسااخ با یک پالتو که دون دون شده میبینم!
بچش دنیا اومد رفتم دیدنش زیراندازیکبار مصرف چیده بود گوشه میز همش پی پی بود بود میداد!!!میگفت باز استفاده میکنم!!!
نگید برای حفط محیط زیست بوده که جدا خنده داره.!!
ثروتشون بی اندازست! یک بچه هم دارن! هیچ رفت وامد و خرج خاصی ندارن!! نیمدونم پولو برای کی جمع میکنن!