با خامواده شوهر یه جا زندگی میکنم یه ساختمون
بچه هاش بزرگن بازم توراه پله میدون شب روز حالیشون نیست بطوری که از صدای پاشون از خواب میپرم شوهرم زبون نداره واسه خانوادش ولی ما یه کوچولو صدا از خونمون در بیاد فوری میان میگن
چطوری به شوهرم بگه بره بهشون بگه
من نمخوام خودمو قاطی کنم