2777
2789

تو رو خداااا هرکی واقعا برای درد و دل هست بیاد من خودم چشمام پر اشکه .مشکلاتم زیاده باهاش ولی همیشه با سیلی صورتمو سرخ نگه داشتم و باهاش ساختم.از وقتی عروسی کردم تو یک  اتاق ۹متره باهاش زندگی کردم با مامانش اینا ساختم چ کتک ها نزد منو بخاطر خانوادش.خلاصه باهم کارکردیم ۳سال اول تا حامله شدم و دیگه سر کار نرفتم با پول طلاهام یه خونه گرفتیم.من خیلی تو زندگی باهاش ساختم و ولخرجی نکردم تا ب اینجا رسیدیم.خلاصه باز کار کردم و با پول بقیه طلاهام ماشین گرفت و زندگیمون خوب شد.بعد درست پول خرجی نمیداد با وجود بچم کم میزاشت برام.و همیشه در حال سرکوفت زدن من بود ک تو فلانی و بهمان.خواستم آرایشگری یاد بگیرم با تمام علاقه و استعدادی ک داشتم بازم سرکوفت میزد و پول کلاسامو با کار کردن تو آرایشگاه در آوردم و از خرجی خونه پس انداز کردم و رفتم و هرسری منت و سرکوفت میزد.رانندگی خواستم برم گفت بهت یاد میدم دیدم حوصله نداره رفتم کلاس و گواهی نامه مو گرفتم زود چون استعدادم خوب بود دیدم ماشینی ک مال منم هست نمیده و وقتی پیشم میشینه همش سرکوفت بهم میزنه .عید خواستم شهرستان خونه مادرم برم اول عید بهانه کرد .فامیلای خودشم شهرستان مادرم هستن و هرسری میریم منو و بچه رو اونجا میندازه و خودش میره با فامیلاش خوش گذرونی وقتی بهش میگم بیا مارو ببر همش میگه حوصله ندارم.خلاصه چمدون بستم ک بریم عید اول قم خونه خالم بعداز اونجا بریم خونه مادرم خانوادشم خواستن بیان با ما.بعد قم من تب و بدن درد گرفتم هرچی گفتم برگردیم لج بازی کرد ک من میرم چ بیای چ نیای مادرم اینا آماده شدن در صورتی ک مامانش میخواست با  دختر و دامادش بره.با تمام حال بدم رفتیم و تو راه همش تب و لرز داشتم یبار بهم نگفت حالت چطوره ؟؟؟یا برگردیم خونه.فقط سرم قیافه گرفته بود.اونجا هم رسیدیم یه دکتر برد و بعد رفتیم خونه فامیلاش تا ۴صبح فقط قلیون کشید و یبار نیومد حالمو بپرسه.فرداش برد خونه مادرم و از جلو در چمدونمو پایین کرد ورفت دنبال ولگردی.بعدازظهر خونه مادرم حالم بدشد رفتیم دکتر.بچم خونه پیش بابام بود و گریه میکرد مامانمم اعصابش خورد شد ب شوهرم زنگ زد بیا زنت حالش بده من دکترم بچت پیش پدرزنت گریه میکنه و خودشو کشت با عصبانیت اومد و کلی سرم قیافه گرفت ک مسافرتمو تو کوفتم کردی.شبش دکتر تست کرونا داد و رفتم دادم.سرم گیج میرفت جلو دکتر با وجود دستکش و دوتا ماسک یه لحظه خواستم دستشو بگیرم ک نیفتم دستشو کشید ک ب من دست نزن مریضی.اشک از چشمام اومد.زمانی ک جناب واقعا کرونا گرفته بود ۲۰روز تب ۴۰درجه من با وجود بچم تمام شب و روز ازش پرستاری کردم تاصبح پاشوره ،سوپ داغ هر روز میپختم .خانوادش یبار نیومدن یه کاسه آش بیارن براش.خلاصه از شوهرم این چیزا رو دیدم دلم سیاااااه شد اصلا باورم نمیشع با من این کارارو میکنه

ب جای اینکه یکم ب فکرم باشع تو قیافست ک مسافرت زهر مارش شده .منو با این حال اورده طلب کارم هست .تستم خداروشکر منفی بود.امروز مامانم خواست یکم نصیحت کنه قهر کرد رفت خونه فامیلاش.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چرا داری باهاش ادامه میدی؟

به خودم قول دادم هیچوقت غصه‌ی گذشته رو نخورم، غصه‌ی اتفاق افتاده.. بدترین روزی رو که داشتم یادمه، اما فقط یادمه.. مثل ا‌ون روز درد نمیکشم، مثل اون روز اشک نمیریزم.. یه شبایی تو زندگیم اومدن که فکر کردم این آدم مچاله شده دیگه تا صبح‌ دووم نمیاره ولی صبح شد.. یه روزایی تو‌ زندگیم اومدن که فک کردم عقربه ها دیگه قراره تکون نخورن ولی گذشت، رد شد، تموم شد.. اگه باور کنیم که هیچ چیزی توی زندگی دائمی نیست دیگه هیچوقت غصه نمیخوریم.. چه اشک بریزی و خودتو به درو دیوار بکوبی، چه بخندی و قدم بزنی، دیگه نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی، همه چی میگذره..پس غصه‌ی اتفاقی که افتاده رو هیچوقت نخور...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز