رفته بودیم بیرون ترافیک بود شلوغ بود،منم شالم افتاده بود یکم پایین آرایشم داشتم،از ماشین جلویی پسره سرشو آورد بیرون و دستشو گذاشت زیر چونش زل زد به من،منم داشتم یه چی رو تعریف میکردم با خنده و حواسم نبود،شوهرم یهو گفت میبینی زل زده بهت درست بشین سرجات،قفل فرمون برداشت که پیاده بشه ماشین جلویی از راه فرعی پیچید سمت راست و رفت،شوهرم برگشت منو نگاه کرد دید شالم افتاده تا اومدم درستش کنم با پشت دست یهو زد تو صورتم،یه لحظه اصلا موندم،دو قطره اشکم ریخت و رفتم تو قیافه،نیم ساعت باهاش حرف نزدم پیاده که شدیم دستمو گرفت گفت تو که میدونی من رو این موضوع چقدر حساسم خط قرمزمه و این حرفا.
هیچی باهاش حرف نزن سکوت کن چندین روز بذار هم ناراحتی تورو بفهمه هم عذاب وجدان بهش فشار بیاره تا دفعه آخرش باشه هرچی هم خط قرمزش باشه غلط میکنه دست بلند کنه