از ۱۱ سالگی خواستگار داشتم چون هیکلی و قد بلند بودم فکر میکردن بزرگم شوهرمم از ۱۲ سالگیم اومد تا اخرش که ۱۴ سالم بود منم نمیدونستم بعدن اینا رو گفتن پدرم تایید کرده بود مادرم گفت یکی هست اینطوره شرایطش بابات میگه خوبه جواب دادیم فردا میاین گفتم مهم نیست جواب من چیه گفتن نه
گفتند محبت کنید از محبت خارها گل میشوند مامحبت کردیم کسی گل نشد خودمون خار شدیم خدایا شکرت بابت تمام نعمت هایی که بهم دادی ❤
وزن اولیه ۶۸.۸۰۰ ، ماهی دو کیلو کاهش با رعایت و کم خوری و کالری شماری (بدون ورزش)، وزن فعلی بعد از ۷ ماه ، ۵۴.۴۰۰ تو زندگی اگه درست موندن و به موقع رفتن رو یاد بگیری همیشه محترمی
ماهم دوست بودیم شوهرم منو دیده بود برا بار اول توخیابون خودش میگه همون لحضه عاشقت شدم باتمام وجودم گفتم خدایا میشه این مال من شه بعد هی میومد شماره بده من نمیگرفتم بدوبیراه میگفتم بهش هی میومد از پیشم رد میشد میگف بخدا من خیلی دوست دارما منم بهش فوش میدادم تااینکه اینقد رفتو آمد تا اینکه رازی شدم شمارشو گرفتم همون باراول گفتم من دوست ندارم گف ولی من یه کاری میکنم عاشقم بشی همینم شد الانم یه دختر پنج ساله داریم