خیلی حال دلم بد خیلی دلم گرفته ۲۰سالم بود ازدواج کردم به امید این که خوشبخت میشم زندگی خوبی پیداومیکنم الان بعد دوسال مجبورم طلاق بگیرم تو زندگی حسرت خیلی چیز ها تو دلم موند بیرون رفتن های دونفره مهمونی رفتن های دونفره سینما بازار .. صبح زود بیدار بشه باهم صبحانه بخوریم رفیق باز بود رفیق ها شو به من ترجیح میداد تو دوسال یک دست لباس برامنخرید یا بهم پول نمیداد در ماه یک بار بیشتر نمیزاشت بزم خونه بابام هرچی از دهن اش در میامد بارم میکرد معتاد به شیشه هم بود الان خیلی دلم گرفته
خیلی سخته پس اوضاعت.از اونجا رونده اینجا هم اینطوری...مجبوری تحمل کنی... خواهر برادر کوچیکتر هم داری... سعی کن باهاشون حرف بزنی... برنگرد خودتو بدبخت تر نکن.