من تویه شهر دور از خانوادم زندگی میکنم و خانواده خودم و شوهرم شهر دیگه هستن خیلی وقته تو خونم شوهرم میگه تا ششم اینجا باشیم بعد بریم ولی من دیگه نمیکشم بهش گفتم بریم میگه نه باید برم سر کار بنظرتون چیکار کنم خیلی دپرسم بنظرتون چطوری راضیش کنم راننده ماشین سنگین و میتونه نره اگ بخواد نیاز ب پولشم نداره خیلی نمیدونم چرا منو حرص میده خسته شدم از تنهایی
غرور هدیه شیطان 😈است و دوست داشتن هدیه خداست😇جالب این است هدیه شیطان را به رخ هم میکشیم وهدیه خدا را از یکدیگر پنهان میکنیم. هرگونه کپی برداری از این امضاع پیگرد قانونی دارد🚔😅😅😅😅