من تویه شهر دور از خانوادم زندگی میکنم و خانواده خودم و شوهرم شهر دیگه هستن خیلی وقته تو خونم شوهرم میگه تا ششم اینجا باشیم بعد بریم ولی من دیگه نمیکشم بهش گفتم بریم میگه نه باید برم سر کار بنظرتون چیکار کنم خیلی دپرسم بنظرتون چطوری راضیش کنم راننده ماشین سنگین و میتونه نره اگ بخواد نیاز ب پولشم نداره خیلی نمیدونم چرا منو حرص میده خسته شدم از تنهایی
مجرد و ناکام بمیر ولی نسل فقیر تحویل جامعه نده. بار کج به مقصد رسید... دل به دل راه نداشت... اتفاقا پول هم خوشبختی آورد.... این است دنیای ما:) w ww.goftino.com/c/BVamgS فاصله رو بردار پیام بده😐تاپیک های سال 99 و 1400 رو گردن نمیگیرم :/
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.