مبارکا باشه...چشمتون روشن...قدمش پر از خیر و برکت آرامش.
تا تو ریکاوری هستی اگه از کمر بیهوشی ک بگو فشار بدن اگه بیهوش کاملی بسپر قبل از بیهوشی برات تا هوش نیومدی بففففشارن.
امشب برو کپسول شیر افزا بخر شب بخور صبح تا اون ساعتی ک اجازه داری چیزی بخوری یدونه هم اون وقت بخور.
ببین درد داشتن نداشتن ب بدنت مربوطه...من خودم کلا آستانه دردم بالاعه.بی همراه پایین اومدم از تخت و بی کمک و مسکن.راحت هم بودم فرداش هم کلی پله بالا و پایین رفتم شیاف هم ب اصرار دکترم گذاشتم ک جای بخیه ملتهب نباشه...
تا چیزی رو تجربه نکردی نترس ازش...
اگه استانه دردت پایین ه پمپ درد بگیر(دکتر من گفت نگیر...گفت مسکن برات مینویسم ک درد نکشی ک خدا رو شکر اصلا احتیاجم نشد.گفت تا دفع نداشته باشی مرخص نمیکنن و پمپ درد هم دفع رو ب تاخیر میندازه)یا با خودت شیاف دیکلوفناک ببر ک منت نکشی...چون غیر ساعتش نمیدن...
دیگه ی شیشه شیر کوچولو و شیرخشک بدو تولد هم ببر شب سی سی سی ب بچه بده اگه نا آرومی کرد...ب حرف پرستارا هم گوش نده...پسر من اون شب آروم بو تو بیمارستان ولی همون شیرافزا رو بخوری شیرت راه میفته
نبات ببر.لیوان و ظرف یکبار مصرف.
فلاکس اب جوش
قطره بیلی ناستر.بچه دور از جون زردی داشت و نداشت بده...اگه داشت ک فبه المراد.نداشتش هم دلدرد رو خوب میکنه و ب خواب بچه کمک میکنع.
ی حوله یا نمگیر برا بچه ک پاشو میشورید.
شورت برا خودت.
نوار و پوشک بپرس ببین میدن یا نه
ی زیر دکمه ی بلوز ی شلوار برا بچه اگه خود بیمارستان لباس میده...برا ما داد این ی دست هم محض احتیاط ک اگه نم زد جیش یا پی پیش.
پتوودور پیچ داد بیمارستان ب ما.
کریر و اینا دنبال خودت ننداز...از بیمارستان میای بیرون سوار ماشین میشی اون چند دقیقه تا خونه هم آدم همش میخواد بچه رو نگاه کنه و چک کنه و رو پاشه...سنگینی کریر و فشارش از بچه بیشتره...
کمپوت گلابی و انجیر.کیوی .آلو برا خودت ک شکمت راه بیفته.ب من شام ی ملاقه سوپ دادن تا صب گرسنه بودم...آش آلو بپز و ببر برا خودت...