2777
2789
عنوان

داستان زندگی من

631 بازدید | 59 پست

خیلی دلم گرفته تصمیم گرفتم داستان زندگیمو اینجا بگم که هم درد و دل کنم و هم راهنمایی ازتون بخوام.من تودوران نوجوانی با پسرای زیادی درارتباط بودم البته باهرکی بودم نهایتش دوماه بود بعدش تموم میشد همیشه دلم یه رابطه ی پایدارمیخواست تااینکه بعد از کلی آدم بالاخره با یه نفر آشناشدم توی سن ۲۳سالگی وقتی که دانشگاهم تموم شد.

هستین بقیشو بگم؟

لطفا برای حاجت روا شدنم ۱ صلوات بفرستین ممنون

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یعنی پربازدید امشب همینه؟😐

قیمت آب معدنی تو سوپرمارکت چهارتومنه تو کافی شاپ ۸تومن همون آب توی فرودگاه ۲۰ تومن                                                              آب همون آبه فقط مکان و جاش عوض شده                             اگه دیدی جایی ارزشت و نادیده گرفتن جاتو عوض کن🤍🤍
یعنی پربازدید امشب همینه؟😐

بلی همینع😂

عمو تهرونمون دیگ شیری شدع دلم ع مردم شیری پرع رفتارشون همع شیری طورع یکی میخاد اعصابمو شیری کنع انها ب من خندیدن چون متفاوت بودم من ب انها خندیدم چون همع مث هم بودن                            من حقیقتا رو میگم ب من چ حقیقتا تو جامع فحشع  تنهایی عشقع وقتی خودمو دارم بقیع رو میخام چیکار?  بعضی چیزا از بیرون سفیدع از درون سیا                    بعضیا يه جوري اصرار دارن که بايد بچشون پسر بشه، انگار سلسله‌ی پادشاهيش بدون پسر منقرض ميشه   

اوایلش برام عادی بود ولی بخاطر رفتار خیلی خوبی که داشت بهش وابسته شدم. همیشه نازمو میکشید بهترین جاها و کافه ها منو میبرد. با بیرون نیومدنم مشکل نداشت کلا همه جوره هوامو داشت. برعکس آدمای قبلی زندگیم که همیشه ترکم کردن این خیلی دوسم داشت

لطفا برای حاجت روا شدنم ۱ صلوات بفرستین ممنون
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز