بچه ها من و عشقم شیش هفت ماهی هست که کات کردیم دلیلشم طولانیه ولی بهم نمیرسیم خیلییییی دوسش دارم خیلی
همش تصور میکنم اگه ازدواج کنه من میمیرم همش توهم دارم که حتما الان رفته خواستگاری نامزدیشه یا ...
اینم بگم بشدت افسرده ام
الانم پسر عموم خواستگارمه
هیچ چیش باب میلم نیس جز اخلاقش
میخوام ازدواج کنم بلکه عشقمو فراموش کنم دارم دیونه میشم خیلی حس بدیه مدام درگیرشم
هر شب خوابشو میبینم 😭 میگم شاید ازدواج کنم و از فکرش بیام بیرون و عاشق پسر عموم شم
نظرتون چیه؟؟؟
کسی تو این شرایط بوده؟؟؟