2777
2789
عنوان

ترس از دست دادن

192 بازدید | 20 پست

سلام وقتتون بخیر

پدر من 2 ساله که سکته مغزی کرده اما حالش رو به بهبوده تکلم و حرکت اندام های بدنش برگشته ما از جانب پدرمون خیلی مورد محبت بودیم به شدت بهش وابسته بودیم جوری که شبا میومد تو اتاق ما میخوابید بیش از حد مارو حمایت میکرد بیش از حد نازمونو میکشد الان 2 ساله که ازش محروم شدیم دیگه مثل سابق اون محبتش رو نداره به خاطر افسردگی بعد از سکته مغزی جدا از اشک و زاری برای گذشته و دلتنگی کردن برای روزهایی که ما عزیز دردونه بودیم الان ترس از مرگش داره عذابمون میده دوس دارم ازش فیلم بگیرم صداشو ضبط کنم عکس بگیرم ازش تا اگه خدایی نکرده از دستش دادم اونارو نگاه کنم مدام میترسیم یک لحظه هم تنهاش نمیذاریم نه مهمونی میریم نه مسافرت شبا صدبار میریم نفس هاشو چک میکنیم بیماری قلبی هم داره این بدتر نگرانی مارو تشدید میکنه نمیدونیم چیکار کنیم کارمون شده شب و روز گریه کردن براش اتفاق هایی که شاید بیوفته شاید از دستش بدیم برای همیشه نمیدونم چجوری این حس لعنتی و دردناک رو دور کنم از خودم یاد تموم لحظه هایی که بیمارستان بوده ازارم میده میگم نکنه بازم ای سی یو رفتن رو تجربه کنه نکنه چیزیش بشه حسرت میخورم وقتی میبینم اطرافیانم پدرشون سالم و زنده س

منم اینجور شوم جدیدت دارم روانی میشم

پدرمادرم سالم هستن ولی جدیدا همش فکرای بد میزنه ب سرم🤦‍♀️فک کنم باید برم روانشناس

شماهم ی روانشناس برو

مغزتم گرم کن

فکر و خیال از سردی مغز

خدا پدرت روهم شفا بده ب زودی

مغز پدرتم گرم کنید

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

منم اینجور شوم جدیدت دارم روانی میشم پدرمادرم سالم هستن ولی جدیدا همش فکرای بد میزنه ب سرم🤦‍♀️فک ک ...

ممنون عزیزم خدا عزیزای شمار وهم براتون نگه داره

الهی الهی که سالها کنارتون باشه. من چون خودم مامانمو توی بچگی از دست دادم میفهمم چی میگین. دعا میکنم ...

خدا رحمتشون کنه نمیدونم چی بگم فقط میدونم سخته میدونم تو دلت چی میگذره و چی میکشی خدا دلتو اروم کنه عزیزم

ممنون عزیزم خدا عزیزای شمار وهم براتون نگه داره

ممنونم ب همچنین

نمیدونم ب طب سنتی اعتقاد دارید یا ن ولی سعی کنید مغز خودتون و پدرتون و کل اعضای خانواده ارو گرم کنید وصع خیلی بهترمیشه

تک تک کلماتت رو حس کردم وگریه کردم باهاش،مادر من دوسال سرطان داشت،من شهر دیگه زندگی میکردم این اخریا،هربار میرفتیم اونجا موقع خداحافظی نگاهش میکردم باخودم میگفتم یعنی بار اخره؟دکتر تاریخ مرگشم بما گفته بود،چقدر سخته اون روزا،وقتی برادرم زنگ زد گفت دیگه نمیتونه حرف بزنه وبردیمش آی سی یو،وقتایی که بیمارستان بود...بعد اون نمیتونم برم بیمارستان ملاقات مریض،ازصدای زنگ تلفن هنوزم میترسم...فقط خداروشکر که وضعیت پدرت اینجوری نیس و امید دارین به بهبودیش،خدا بزرگه من که براشون دعا میکنم💐

دوست خوب نی نی سایتی من،چقدر خوبه که اولین نسخت تو هرتاپیکی این نیس که ببین به نظرم شوهرت داره هرز میپره یا ببین من نمیفهمم چرا تو این زندگی موندی طلاق بگیر.چقدر خوبه که راست یا دروغ فخر نمیفروشی حالا بخاطر  اخلاق همسرت یا موقعیت مالی یا...چقدر خوبه که درک میکنی عقاید مذهبی ادما باهم متفاوته،چقدر خوبه که پای تاپیک یه کاربر غمگین که داره درددل میکنه نمیای بنویسی خب که چی.من افتخار میکنم دوستی مثل تو دارم و خوشحال میشم فقط امثال تو با من حرف بزنن اینجا.زندگیت غرق شادی و ارامش🌹
مغز را گرم کردن، منظورت چیه؟ 

با خوردن ی چیزایی و مالیدن ی چیزایی ب مغز

مغز رو گرم کنیم

از نظر مزاج و طب سنتی میگم

مثلن سیاهدانه بمالیم پیشونی

دود اسفند بگیریم ب بینی البته اگگه مشکل تنفسی وجود نداره

یا خوردن چیزای ک طبع گرم دارم البته در صورتی ک کبد سالم باشه

تک تک کلماتت رو حس کردم وگریه کردم باهاش،مادر من دوسال سرطان داشت،من شهر دیگه زندگی میکردم این اخریا ...

دقیقا منم همینم با هر زنگ تلفن قلبم میوفته زمین حس تلخیه ببخشید ناراحتت کردم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز