یکی دوماه پیش شوهرم بیرون شهر بود شب خوابیدم نصفه شب دچار بختک و خواب جن شدم زنگ زدم شوهرم و پشت تلفن جریان بهش گفتم .پسرمم از خواب بیدار شده بود به حرفا گوش داد دیگه ازون وقت تا حالا شب میترسه بخوابه همش میگه خونمون جن داره. از وقتی میره بخوابه دو ساعت طول میکشه بلند بلند باهام هی حرف میزنه هی می گه جوابمو بده. مخمو خورده. اکثرا هم تنها هستیم شوهرم زیاد خونه نیس😩