2777
2789
عنوان

عجب دردسری😩

297 بازدید | 10 پست

یکی دوماه پیش شوهرم بیرون شهر بود شب خوابیدم نصفه شب دچار بختک و خواب جن شدم زنگ زدم شوهرم و پشت تلفن جریان بهش گفتم .پسرمم از خواب بیدار شده بود به حرفا گوش داد دیگه ازون وقت تا حالا شب میترسه بخوابه همش میگه خونمون جن داره. از وقتی میره بخوابه دو ساعت طول میکشه بلند بلند باهام هی حرف میزنه هی می گه جوابمو بده. مخمو خورده. اکثرا هم تنها هستیم شوهرم زیاد خونه نیس😩

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب مگه بختک جنه ک به اون گفتی جن😐

نه اول دچار بختک شده بودم بعد بیدار شدم دوباره خوابیدم خواب دیدم گوشه اتاق یه بچه جن نشسته . خیلی ترسیدم پاشدم زنگ زدم شوهرم و با شوهرم دردل کردم پسرم شنید

حالا سعی کن بهش ارامش بدی از یادش بره.نمیدونم مثلا بگو خواب دیده بودم واقعی نبود و از این حرفا.

پسرم توداره من خودم از رفتارش میفهمم که حسابی ترسیده ولی به رو خودش نمیاره واضح نمیگه ولی خب بهم گفت که تو به بابا گفتی یه بچه جن به صورت خیلی واقعی تت خونمون بود😓

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792