2777
2789
عنوان

تخلیع/

| مشاهده متن کامل بحث + 10101 بازدید | 1106 پست
سلام میشه درخواستم قبول کنید اذیتتون نمیکنم بعدش لعو میزنم

اوک/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
چ فایده اخه او ک نمیشنوه

واقعا،کاش میشنید،کاش کثافتاش بو داشت،از بوشون خفه میشد ....

میدوتی دیشب چکار کرد؟؟بابای مریضشو تو مطب ول کرد ،برگشت خونه ،به باباش میگه زنم دارو میخاد باید برم بگیرم،،،،اونوقت داروهای باباشو نخرید😔😔😔 

دیشب از ناراحتی و‌گریه تبخال زدم

دیدین دکمه لباس که یکم شل میشه چقدر بده ؟پس به زور آویزون نباشیدهروقت دیدی جات نیس خودت کنده شو برو....

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

همه اون های که دلم و شکستید بهم خیلی کمک کردید من از هر کدوم شما یک چیزی یاد گرفتم والان بزرگتر از اون چیزی هستم که شما فکرش رو هم بکنید من حتی یاد گرفتم اگه یادم به بدی هاتون افتاد براتون دعا کنم مثل الان که دعا کردم این قدر غرق خوشبختی بشید که من و کلا فراموش کنید 

بیچاره ی فلک زده دلم واسش سوووووووخت😑😑

واس کی؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
همین که تاپیکتو تقدیمش کردی🤭

خخ/


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
داری به چی نگاه میکنی😐😐

ب هیچی/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
اوهوم😏

.../

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
آره میدونم😐

صحیح/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
2790
2778
2791
2779
2792