2777
2789
عنوان

تخلیع/

| مشاهده متن کامل بحث + 10078 بازدید | 1106 پست
سلام میشه درخواستم قبول کنید اذیتتون نمیکنم بعدش لعو میزنم

اوک/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
چ فایده اخه او ک نمیشنوه

واقعا،کاش میشنید،کاش کثافتاش بو داشت،از بوشون خفه میشد ....

میدوتی دیشب چکار کرد؟؟بابای مریضشو تو مطب ول کرد ،برگشت خونه ،به باباش میگه زنم دارو میخاد باید برم بگیرم،،،،اونوقت داروهای باباشو نخرید😔😔😔 

دیشب از ناراحتی و‌گریه تبخال زدم

دیدین دکمه لباس که یکم شل میشه چقدر بده ؟پس به زور آویزون نباشیدهروقت دیدی جات نیس خودت کنده شو برو....

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

همه اون های که دلم و شکستید بهم خیلی کمک کردید من از هر کدوم شما یک چیزی یاد گرفتم والان بزرگتر از اون چیزی هستم که شما فکرش رو هم بکنید من حتی یاد گرفتم اگه یادم به بدی هاتون افتاد براتون دعا کنم مثل الان که دعا کردم این قدر غرق خوشبختی بشید که من و کلا فراموش کنید 

بیچاره ی فلک زده دلم واسش سوووووووخت😑😑

واس کی؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
همین که تاپیکتو تقدیمش کردی🤭

خخ/


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
داری به چی نگاه میکنی😐😐

ب هیچی/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
اوهوم😏

.../

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
آره میدونم😐

صحیح/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز