همه می شناسنش
یه بار تحمل نکردم یه سری چیزارو بهش گفتم
گناه داره نگار
از بچگی من و زدن تو سرش و ازارش دادن
مادرش من و دوست داشت
ولی شبیه من نبود بخاطر همین سعی کرد اینطوری ضربه بزنه بهم
خیلییییی بهم نزدیک بود همه چیم و می دونست
با تمام چیزایی که فهمیده بود ازارم داد