بچه ها چند وقته با ی خانومی آشنا شدم تو گروه کلاس دانشگاه چنبار دیدمش ببشتر چت میکنیم دائم میگه بیا خونمون باهم درس بخونیم اونم ی دخترداره همسن دختر من ۷ساله...ظاهرش ک موجه بود ولی من میترسم برم میگم نکنه مسموم کنه مارو یا اتفاق بدی بیوفته ولی همش میگه بیا ..شایدم قصد بدی نداره ولی از بس فساد زیاد شده کمی میترسم برم.باشوهرم حرف زدم گفت برو .با دوستم قرار گذاشتیم واسه فردا بریم خونش ولی کمی ته دل میترسم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه وقتا بیرون از خودت دنبال یه چیزی میگردی. اما نمیدونی چی. یه اتفاق، یا یه نفر، یا یه چیز؛ یه چیز که باید، که قراره حالتو خوب کنه. یه حس انتظار عجیب داری تو هر لحظه. اصلا شایدم ندونی با اون اتفاقه قراره حالت خوب شه یا نه، اما میدونی که منتظر یه چیزی هستی.کاش زودتر پیداش شه، تموم شه این انتظار❤🍀